دکتر مسعود کثیری

پزشک عمومی


معرفي و نقد کتاب تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام (ويژه علوم پزشکي)

معرفي و نقد کتاب تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام (ويژه علوم پزشکي)

مصطفي نريماني دهنوي

دانشجوي کارشناسي ارشد تاريخ علم

دانشگاه اصفهان

Narimani123@yahoo.com

معرفي:

ناشر و سال نشر

کتاب توسط دفتر نشر معارف منتشرشده است و توسط نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها در سال 1388 تدوين و چاپ دوم آن در سال 1390 وارد بازار کتاب شده است.

نوع جلد کتاب

جلد کتاب از نوع شومينز است .و کيفيت کاغذ آن مرغوب است . تصاوير درج شده بر روي جلد کتاب متناسب با محتويات کتاب است و از طرح خوبي بر خوردار است. ضمن اينکه بر روي جلد وجود تصوير ابن سينا دو مطلب را به خواننده القاء مي کند : کتاب راجع به طب است و دوم تعصب ايراني بودن و وابستگي طب اسلامي به دانشمندان ايراني

قطع کتاب

ابعاد کتاب 23.5*16.5قطع وزيري است

استفاده از شکلها و تصاوير مرتبط با کتاب

در بخش معرفي گياهان داروئي به تناسب از تصاوير اين گياهان استفاده شده است که کمک ميکند در ذهن مخاطب مطالب مربوط به هر گياه بهتر نقش ببندد. البته در قسمتهاي ديگر کتاب نيز مولف مي توانست از تصاويري استفاده کند که اينکار را انجام نداده است.در کتابهاي تاريخ تصاوير در انتقال ذهن خواننده به گذشته و تصور شرايط آن زمان نقش تعيين کننده اي دارند.

حجم مطالب کتاب

کل صفحات کتاب 272 صفحه است .براي کتابي که در حد آشنائي با تمدن و فرهنگ اسلامي در موضوع خاصي مانند طب و داروسازي است مناسب مي باشد.

فهرستهاي متعدد کتاب

کتاب فقط داراي فهرست مطالب است . براي کتاب تاريخي داشتن فهرست هائي مانند : فهرست نامها ، مکانها و فهرست موضوعي بسيار مفيد و راهگشا جهت مطالعه است.

شکل و اندازه حروف

اندازه حروف و کلمات مناسب انتخاب شده است .

شيوه ارجاعات

ارجاعات فقط به صورت پاورقي با ذکر نام مرجع و نام مولف آن و شماره جلد کتاب در صورتي که چند جلدي باشد و شماره صفحه آورده شده است .

پيشنهاد منابع اضافي براي مطالعه

به علت اينکه مولف به گردآوري مطالب از منابع و مراجع گوناگون پرداخته است و تمامي آنها را در بخش کتابنامه ذکر کرده است ، به اندازه ي کافي منبع براي مطالعه خارج از کتاب معرفي کرده است و از اين لحاظ از غناي خوبي برخوردار است . و ديگر جائي براي پيشنهاد منابع اضافي براي مطالعه باقي نگذاشته است.

معرفي مولف يا مولفان کتاب

مولف کتاب آقاي شهاب الدين دميرچي است . هيچ اشاره ديگري به مولف کتاب و معرفي او نشده است . اين مسئله تاثير نا مطلوبي بر خواننده کتاب خواهد گذاشت و از ارزش کتاب مي کاهد. يک کتاب معرف فکر و انديشه ي مولف و نويسنده ي آن است . هنگامي که مخاطب نداند مولف کتاب کيست و از چه رتبه و سوابق علمي برخوردار است و از طرفي کتاب را فقط نقل قول از کتابهاي ديگر بيابد نمي تواند با مولف ارتباط فکري بر قرار کند که اين مسئله جنبه يادگيري را کاهش مي دهد. گوئي مولف فقط خواسته زحمت خواننده از اينکه به کتابهاي مرجع و منابع مربوط به بحث مراجعه کند را کم کند و مطالبي آماده تحويل او دهد و هيچ ارتباطي با مخاطب نداشته باشد.

خصوصيات مقدمه کتاب

مقدمه کتاب خوب نوشته نشده است . البته اين اشکالي است که به تفکر حاکم بر ذهن مولف وارد است ، اينکه به مخاطب القاء کند که پيشرفت علم در جهان مديون دين اسلام و دانشمندان ايراني است. البته کسي منکر اين قضيه نيست ولي بايد قضاوت را به عهده خواننده و مخاطب گذاشت نه اينکه با جبهه گيري از همان ابتداي کتاب مخاطب را به پذيرش آن وادار کرد.

شيوه سازماندهي مطالب و ترتيب منطقي آنها

ترتيب قرار گرفتن مطالب کتاب با توجه به هدفي که از تدوين کتاب داشته است خوب است .

ارتباط و هماهنگي عنوانها با مطالب ذيل آنها

عنوانهاي انتخاب شده براي هر فصل مناسب نيست.بعنوان مثال فصل سوم با عنوان "اخلاق و دانش پزشکي" است ، با مراجعه به متن اين فصل فقط يک صفحه به اخلاق اختصاص يافته و 36 صفحه به مطالب طبي ، لذا اين ناهمگوني مناسب نيست. عنوان فصل چهار نيز خوب انتخاب نشده است."علوم گياهي" عنواني بسيار کلي است و اصلا با مطالب فصل سازگاري دقيق ندارد.

ارزشيابي مطالب

مطالب از اين حيث که مي خواهد خواننده را با طب و دارو سازي در دوره اسلامي آشنا کند ، خوب است . اما اين آشنائي را به نحو بهتري نيز مي توانست انجام دهد.

مخاطب کتاب کيست؟

تدوين کننده کتاب نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها گروه معارف است لذا کتاب بعنوان يک کتاب درسي براي دانشجويان تدوين شده است.علت اشکالات زيادي که به اين کتاب وارد است تدوين کتاب براي دانشجويان است . مولف مخاطب خود را دانشجوياني مي بيند که بعضا بالاجبار مي خواهند واحدي درسي را بگذرانند و چيزي که بدنبال آن نيستند يادگيري و تحقيق و بررسي است. لذا بسياري از مواردي که يک کتاب درسي خوب بايد دارا باشد را رعايت نکرده است . البته اين نمي تواند عذر موجهي باشد و ايراداتي که به تعدادي از آنها اشاره شد و يا در بخش نقد متن اشاره شده است به آن وارد است.

معرفي اجمالي کتاب

کتاب داراي 272 صفحه است که شامل : سخن آغازين ، مقدمه، هفت فصل و کتابنامه است .

مولف در مقدمه کتاب در مورد توسعه تمدن اسلامي سخن مي گويد و اشاره اي به مطالب هر فصل از کتاب مي کند.

فصل اول در مورد کليات تاريخ علم و تمدن اسلامي است و نقشي که مسلمانان در توسعه و پيشرفت علمي بر عهده گرفتند .عمده مطالب کتاب گردآوري مطالب مهم کتابهاي تاريخي و علمي انديشمندان اسلامي در قرون گذشته و معاصر است.بطوري که از هر خرمني خوشه اي چيده شده است.

فصل دوم گزيده اي از طب النبي است که ضمن نقل احاديث و روايات و آيات قران در زمينه بهداشت و سلامتي به اهميتي که دين اسلام براي حفظ سلامتي و درمان بيماريها قائل شده است مي پردازد.

فصل سوم در مورد اخلاق پزشکي و ذکر چند نمونه از فعاليتهاي طبي انجام شده توسط طبيبان دوره اسلامي مانند بيماريهاي چشم و شيوه هاي درمان آن است.

فصل چهارم در خصوص شناسائي و مطالعه گياهان داروئي و معرفي دانشمندان و اساتيد برجسته اين رشته علمي است.

فصل پنجم اختصاص دارد به بيمارستان و مکانهائي که بيماران جهت مداوا به آن مراجعه مي کردند. ضمن بر شمردن ويژگيهاي بيمارستان هاي دوره ي اسلامي مقايسه اي با بيمارستان هاي قرون وسطي دارد و برتري آن را نشان مي دهد.

فصل ششم مربوط به اولين بيمارستان که بعد از اسلام در بغداد تاسيس شد مي باشد و در ادامه به تعدادي از بيمارستان هاي بزرگ و مهم دوره اسلامي اشاره مي شود.

فصل هفتم زندگي نامه و شرح احوال تني چند از پيشگامان طب اسلامي را ذکر مي کند و به معرفي مختصري از آثار و تاليفات آنها مي پردازد.

کتابنامه بخش آخر کتاب است که به معرفي کليه منابع و مراجع استفاده شده در کتاب پرداخته است.

نقد کتاب

از آنجائيکه کتاب در راستاي بر طرف کردن نياز کتاب درسي دوره ي دانشگاهي تهيه گرديده است ، بطوريکه بتواند خلاصه اي از روند توسعه علم طب در کشورهاي اسلامي در قرون گذشته را معرفي کند و دانشجو را با مفاهيم کلي و بعضا جزئي آشنا کند ، مولف با مطالعه کتابهائي که در کتابنامه درج شده است ، از هر کتاب مطالبي که به نظرش مهم و در عين حال او را به هدفش که همان آشنائي خواننده با طب قديم مي باشد را برگزيده است . دراين سبک نگارش که مي توان گفت همه ي کتاب به نقل قول از کتابهاي نويسندگان ديگر پرداخته است ، به ظاهر دست نويسنده را در انتخاب هر پاراگراف باز گذاشته است بطوريکه نمي توان گفت چرا مثلا به جاي اينکه خواص گل ختمي را در بخش گياهان داروئي ذکر کند ، به معرفي گياه آويشن پرداخته است .از طرفي هنگامي که قرار باشد در يک کتاب کوچک با تعداد صفحات محدود و کم کل تاريخ طب در اسلام را با انتخاب گزيده هائي از ميان چند ده کتاب با تعداد صفحات زياد پوشش داد ، کار آساني نخواهد بود و موفقيت در اينکار به توانائيهاي مولف باز مي گردد که چگونه قطعات اين پازل را کنار هم بچيند ، بطوريکه ضمن حفظ چارچوب لازم و پيوستگي مطالب ، خواننده را بي هدف از شاخه اي به شاخه ي ديگر حرکت ندهد.البته نويسنده در مقدمه ي کتاب سعي کرده با ذکر اينکه سر فصل هاي کتاب طبق مصوبه شوراي انقلاب فرهنگي تهيه گرديده است ، به اين نکته اشاره کند که انتخاب سر فصل ها از اختيار مولف خارج بود و لذا محدوديتي براي او ايجاد کرده است بطوريکه ايشان مي بايست مطالبي در هر فصل گردآوري کند که با عنوان سر فصل همخواني لازم را داشته باشد.لذا به نظر مي رسد عنوان کتاب نيز توسط مولف انتخاب نشده باشد.بنابراين هر گونه نقدي در خصوص کتاب و سر فصلها متوجه شوراي تدوين کتاب درسي است و به مولف مربوط نمي شود.به بيان ديگر مولف در انتخاب متن هر فصل نيز اختيار تام نداشته و همين مسئله باعث شده که مطالب انتخابي خالي از نقص و اشکال نباشد .با اين وجود نمي توان نقايص و کاستي هاي کتاب را تنها به عهده شوراي انقلاب فرهنگي گذاشت و مولف را کاملا بري از خطا دانست.

از ويژگي کتاب اختصاص بخش "تحقيق کنيد" در انتهاي هر فصل است ، باتوجه به اينکه هدف از تاليف کتاب، آموزش دانشجويان ، در جهت وادار کردن آنها به تحقيق و بررسي موضوعات مطرح شده است مي تواند مفيد باشد.ضمن اينکه موضوعات انتخاب شده براي يک تحقيق دانشجوئي خوب انتخاب شده و مفيد به نظر مي رسد.

از مزيت هاي ديگر کتاب گنجاندن کتابنامه در انتهاي کتاب است عليرغم اينکه زيرنويس هر صفحه آدرس نقل قول هائي که در همان صفحه بکار رفته است را بطور کامل ذکر کرده است ، معرفي منابع و ماخذ بطور يکپارچه در انتهاي کتاب بسيار سودمند است، چرا که آشنائي با کتابهاي تاريخ علم از جمله مواردي است که مورد نياز يک دانشجو است.

عنوان کتاب:

با توجه به نوع نگارش کتاب عنوان کتاب مناسب انتخاب نشده است .هدف از نگارش کتاب معرفي اجمالي طب در دوره اسلامي است و مولف در راستاي رسيدن به اين هدف سعي کرده از هر کتابي که در اين زمينه به رشته ي تحرير در آمده است ، گلچيني داشته باشد ضمن اينکه در مواردي هم وارد جزئيات شده که دليل آن معلوم نيست.البته اگر بپذيريم که "تاريخ علم همان علم است" آنوقت بايد انتظاري جز اين هم نداشته باشيم که در چنين کتابي به جزئيات طب اسلامي نيز پرداخته شود و حتي با تفصيل بيشتري مطالب مرتبط با موضوع بيان شود. اگر عنوان کتاب به صورت زير بود بهتر با متن و سر فصلهاي آن سازگار بود:

"نگاهي گذرا به پيشرفتهاي علم طب در دوره تمدن اسلامي"و يا

" نقش دانشمندان مسلمان در پيشرفت علم طب در تمدن اسلامي"

در ادامه به ذکر مواردي که به نظر مي رسد مي بايست توسط مولف اصلاح و يا با مطالب ديگري جايگزين گردد ، مي پردازيم.

در صفحه 34 فصل اول مولف از کتاب تاريخ سياسي اسلام نقل قول مي کند که:

"مسجد تنها محل عبادت نبود بلکه مرکز زندگي سياسي و اجتماعي نيز بشمار مي رفت.پيامبر خدا(ص) فرستادگان را در مسجد مي پذيرفت و در آنجا به امور مسلمانان رسيدگي مي کرد و براي آنان از سياست و دين سخن مي گفت.مسجد از آغاز ظهور اسلام محل اجتماع دانشمندان بود و عالمان حديث و تفسير در آنجا گرد مي آمدند که بعدها پايگاه تعليم و تربيت گرديد.قاضيان نيز جلسات خود را در مسجد تشکيل مي دادند و خلاصه اينکه دين از سياست جدا نبود."

جملات اوليه اين نقل قول درست است و نقشي که مسجد در دوران اوليه اسلام بعنوان يک مکان مقدس بازي مي کرد را يادآوري کرده است ، اما نتيجه گيري که در جمله آخر شده است ، نادرست است .جاي بسي تاسف است که در اين نقل قول يک مکان فيزيکي و مادي جاي انديشه و افکار را گرفته است . اين وجود پيامبر (ص) و دستورات آسماني قرآن کريم بود که منجر به ايجاد حکومتي ديني گرديد که به همه ي جوانب يک جامعه پيشرفته پرداخته بود و همانقدر که سياست مهم بود ، اقتصاد و فرهنگ و ديگر عوامل پويائي يک جامعه نيزدر آن مهم بود نه مکاني که اين فعاليتها در آن انجام مي شد. اگر امکانات زمان پيامبر اجازه مي داد و مکان ديگري غير از مسجد ساخته و به امور حکومتي رسيدگي مي شد به اين معنا نبود که دين از سياست جداست .اگر مي بينيم که امروز مسجد بعنوان عبادتگاه و محل موعظه و انجام مراسم مردگان ايفاي نقش مي کند و تصميم هاي سياسي و اجتماعي و امور مملکتي در مکانهاي ديگري انجام مي شود ، اين دليل جدائي دين از سياست نيست ، بلکه عمل نکردن به دستورات ديني و در حاشيه قرار دادن دين علت اين جدائي گرديده است . اين طرز فکر نيز به نظر مي رسد از دنياي مسيحيت از زمان بني اميه به درون جامعه اسلامي نفوذ کرد و تا زمان حاضر نيز به حيات خود ادامه مي دهد.بنابراين استناد به يک مکان هرچند مقدس هم باشد نمي تواند دليلي بر تمدن سازي يک دين باشد و انتخاب اين نقل قول مناسب نمي باشد.

نويسنده در خلال کتاب اين انديشه را در ذهن خواننده القا مي کند که پيشرفت علوم و بويژه علم طب مديون ايرانيان بوده است ، کما اينکه بطور صريح نيز به اين مطلب که علوم در دوره ي اسلامي انديشه اي ايراني بود که به زبان عربي بيان مي شد ، اشاره کرده است (ص33 ).اگر اين تعصب مولف ، تعصب بجائي باشد ، آنوقت اين سئوال براي خواننده مطرح مي شود که با توجه به تاريخ علمي ايرانيان قبل از اسلام و تمدن چند صد ساله آنها ، نقش اسلام در تمدن سازي ايرانيان چگونه بوده است؟آيا اگر امپراطوري ايران بدست مسلمانان نمي افتاد باز هم ايرانيان پيشگامان علوم بودند ؟آيا اسلام باعث شد دانشمنداني مانند ابن سينا و ابوريحان و رازي بوجود بيايند ؟ نقش اسلام در پرورش و تربيت دانشمندان علوم تجربي چه اندازه بوده است؟ آيا جابر ابن حيان شيمي دان قبل از اينکه به حضور امام صادق عليه السلام برسد شيمي دان بوده است و در کلاس درس امام صادق (ع) علوم منقول و معقول را فرا گرفته است ؟ چه دلايل و مستندات تاريخي در اين مورد وجود دارد؟بعنوان مثال در عصر حاضر يکي ازدانشمنداني که در فيزيک مدرن در آمريکا مشغول فعاليت است ، زماني در خدمت مرحوم علامه محمد تقي جعفري علوم معقول را فرا مي گرفته است . حال اگر بگوئيم شاگرد علامه جعفري فيزيک دان مشهوري است اين به اين معنا نيست که علامه جعفري استاد فيزيک بوده اند.

اشاره اي اجمالي به اوضاع و احوال سياسي و علمي و حکومتي ايران قبل از اسلام لازم به نظر مي رسد تا خواننده به نقشي که اسلام در بوجود آمدن دانشمندان مسلمان ايراني داشته است بهتر پي ببرد و قضاوت يک جانبه ننمايد. طبقه بندي اجتماعي که در دوره ي ساسانيان بوجود آمده بود هرگز به يک بچه ي کشاورز يا کارگر اجازه حتي باسواد شدن را نمي داد چه رسد که بخواهد به درجات علمي بالائي برسد و در دنياي آنروز حرفي براي گفتن در جهان علم داشته باشد.بررسي زندگي دانشمندان مسلمان ايراني مي تواند پاسخ روشني به اينکه اسلام در اين زمينه چه نقش مهمي داشته است ، بدهد .

اينها مواردي است که يک مولف که کارش فقط گردآوري مطالب ديگران است بايد با دقت نظر فراوان به گزينش نقل قول ها بپردازد و از نقل جملاتي که تهيه مستندات کافي براي آن مشکل و يا غير ممکن است خود داري کند.صرف اينکه آدرس يک مطلب در کتاب ذکر شود نمي تواند دليل درستي و مستند بودن آن باشد.

سئوالات و پرسشهائي که در بالا ذکر شد عموما در ذهن خواننده کنجکاو بوجود مي آيد ، لذا مي طلبد که مولف ضمن گردآوري مطالب علمي ، در باره آنها بحث کند و پس از ارزيابي خواننده را در هاله اي از ابهام قرار ندهد. البته ممکن است در پاسخ گفته شود که مولف در فصل دوم کتاب اهميتي را که دين اسلام به علم و علم آموزي مي دهد را يادآوري کرده است و اين سندي کافي براي تعيين نقش سازنده اسلام در پيشبرد فعاليتهاي علمي در جهان اسلام مي تواند باشد.البته لازم به ذکراست که تمدن اسلامي تا زماني ادامه داشت که کشورهاي اسلامي تحت يک حکومت واحد اداره مي شدند و هر کشوري علم استقلال طلبي را هنوز برافراشته نکرده بود و دعواي شيعه و سني و عرب و عجم در ميان نبود.

سبک نگارش:

در خصوص سبک نگارش بايد گفت مولف سعي در گردآوري مطالب مرتبط با موضوع کرده است و جهت رسيدن به منظور خود منابع فراواني را مورد بررسي و مطالعه قرار داده است و عباراتي که به نظرش بهتر او را به هدفش نزديک مي کند را برگزيده ، چندان به شيوه ي نگارش اعتنا نکرده و همين که مطلبي مناسب موضوع در کتابي پيدا ميکرده است آنرا انتخاب و نقل قول کرده است ، لذا نمي توان براي کتاب سبک نگارش خاصي از نظر ادبي و فني در نظر گرفت. ضمن اينکه کتابهائي که جنبه تاليفي دارند محذوراتي در خصوص سبک نگارش براي مولف بوجود مي آورند که گريزي از آن نيست مگر اينکه نقل قول ها بصورت غير مستقيم درآيد که آنوقت اين با هدفي که مولف بدنبال آن است همخواني ندارد و به نوعي متن فداي سبک مي شود و چنين امري جايز نيست.

منابع و مراجع بکار رفته در کتاب:

مولف در راستاي دستيابي به هدفي که بدنبال آن بوده است ، از منابع و مراجع بسياري استفاده کرده است .بطوريکه در پايان کتاب بخشي بعنوان کتابنامه گنجانده شده است که فهرست کاملي از کتابهائي که در تاليف کتاب از آنها استفاده شده چه بطور نقل قول مستقيم و چه غير مستقيم آورده شده است.از آنجائيکه بخش عمده ي کتاب به نقل از کتابهائي که در کتابنامه ذکر شده است ، اختصاص يافته و مولف اظهار نظري از خود نکرده است ، اضافه کردن کتابنامه از موارد ضروري در تاليف کتاب به شمار مي رود.

نتيجه گيري:

از محتواي کتاب بر ميآيد که هدف مولف آشنائي دانشجويان و دانش پژوهان با سير تاريخي و علمي طب و دارو سازي در دوره اسلامي است،در اين حد مولف موفق بوده و توانسته با گردآوري مطالب کتاب از کتب تاريخي و علمي در زمينه طب و دارو شناسي اسلامي در يچه اي بر روي خواننده باز کند و ادامه ي کار را بعهده خواننده گذاشته است تا با مراجعه به کتابهائي که در کتابنامه معرفي کرده است بر دانش خويش بيفزايد.با اين وجود اگر خواننده بخواهد به يک نتيجه گيري کلي در زمينه تاريخي و علمي طب دوره اسلامي برسد ، با خواندن اين کتاب موفق به آن نخواهد شد.شايد علت اصلي آنرا درنگرشي که به جنبه هاي تمدن سازي اسلام مي شود، بتوان جستجو کرد.نبايد از اين نکته غافل بود که در همه ي دورانهاي تاريخ بشر پيشرفتهاي علمي زماني حاصل شده است که حاکمان با عالمان و دانشمندان ارتباط نزديک و دوستانه اي داشته اند و دانشمندان از حمايت هاي مادي و معنوي بر خوردار بوده اند.اين نيز محقق نشده است مگر اينکه حاکمان دانش دوست و دانش پرور باشند.چرا که علم براي پيشرفت و توسعه خود نياز به فراهم بودن شرايطي دارد که از جمله ي آنها مي توان به امنيت و آرامش براي دانشمند و حمايت همه جانبه از طرف متوليان امور مملکتي اشاره کرد.البته در بين علوم طبيعي، علم طب به علت جايگاه خاصي که در ميان علوم ديگر دارد، عموما از طرف حکومت وقت پشتيباني و حمايت مي شده است.بطوريکه زمامداران دوره اسلامي از طبيبان مخصوص در دربار خود بهرمند بوده اند.ضمن اينکه پيش شرط بقاي هر جامعه و حکومتي صحت و سلامتي حاکم و رعيت است ، لذا حمايت از طبيبان و متوليان امور سلامتي ، بهداشت و درمان مردم بطور موثري اجرا مي شده است. اگر هم گاهي مواردي در تاريخ مشاهده مي شود که دانشمندي طبيعي شناسمورد تعقيب و فشار قرار گرفته است به علت دخالتي بوده که در امور سياسي و مملکت داري مرتکب شده است.بنابراين اگر مولف که نام کتاب را تاريخ تمدن و فرهنگ اسلامي گذاشته است نگاهي گذرا به اين موارد هم مي کرد کتاب از غناي بيشتري برخوردار بود و خواننده ديد بهتري نسبت به تاثير متقابل علم و تمدن در يکديگر بر مبناي يک حکومت ديني پيدا مي کرد.


آدرس مطب :
تلفن : -

نظرات کاربران درباره این مطلب :

برای متن پیام فقط از حروف فارسی استفاده کنید .
این فرم صرفا جهت دریافت نظرات ، پیشنهادات و انتقادات کاربران در مورد مطلب فوق میباشد .
به سوالات پزشکی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
از ارسال پیام های تبلیغاتی در این بخش خودداری نمایید .
حداکثر طول مجاز برای متن پیام 500 کاراکتر است .
نام و فامیل :
تلفن :
ایمیل :
متن پیـام :
صفحه اصلیبیوگرافیکتاب های منمقالات منکارهای پژوهشی دانشجویانگاه نوشته هااسناد تاریخ پزشکیدوره کارشناسی ارشد– گراصفحه شخصی پویاپیامهای کاربرانسوالات پزشکیسایتهای دیگر