دکتر مسعود کثیری

پزشک عمومی


PBL

PBL

PROBLEM BASE LEARNING

OR

PROJECT BASE LEARNING

روش آموزش با حل مسئله- يادگيري مسئله محور

مصطفي نريماني دهنوي

دانشجوي کارشناسي ارشد تاريخ علم

دانشگاه اصفهان

Narimani123@yahoo.com

چکيده:

هر فعاليتي که انسان انجام مي دهد بنابر نظر انديشمندان و فلاسفه داراي چهار جزء اساسي است که عبارتند از : مادي، صوري،فاعلي و غائي. امر آموزش نيز از اين مقوله استثنا نيست.همانطور که هر کاري داراي غايت و نتيجه اي است که غرض از انجام آنرا مشخص ميکند ، آموزش نيز داراي هدفي است و هدف از آموزش يادگيري است.براي رسيدن به اين هدف شيوه هاي مختلف آموزشي تا کنون ابداع و بکار گرفته شده است که هر کدام داراي مزايا و معايبي است.آموزش مسئله محورPBLنيز يکي از روشهاي آموزشي است که در سالهاي اخير مورد توجه بيشتري قرار گرفته است .اينکه هر علمي براي پاسخگوئي به پرسشهائي است که پيرامون آن علم مطرح مي شود ، انگيزه اي است براي اينکه از همان ابتدا سئوال مطرح شود و کساني که قرار است آن علم را فرا بگيرند با فعاليت متفکرانه خود در جستجوي پاسخ سئوالات مطرح شده باشند .PBLروشي از آموزش است که در اين مقاله سعي مي شود در حد امکان به آن پرداخته شود و مزايا و برتريهاي آن و در عين حال مشکلاتي که در مسير اين نوع آموزش قرار دارد بيان گردد.

کلمات کليدي:

آموزش، مسئله، سئوال، مهارت، تفکر منطقي

مقدمه:

در آموزش و پروش علماي فن اذعان کرده اند که يادگيري زماني انجام مي شود که تغيير رفتار ايجاد شود، لذا آشنائي لازم و کافي با تازه ترين راهکارها و شيوه هاي علمي آکادميک ايجاب ميکند که برنامه ريزي هاي آموزشي به فراخور سن و سال و مقاطع تحصيلي متعدد و با جديد ترين متدها و ابزارهاي آموزش به کار گرفته شود. طرح پرسش مي تواند به بسط و گسترش تفکر انتقادي و مهارتها و توانمندي هاي افراد در اين راه کمک زيادي کند، علاوه بر اين ، اگر اين فرآيند را بويژه در سطح نوجوانان و جوانان در سطح مدارس ، دبيرستان ها و کالج ها مورد نظر قرار دهيم به آنان کمک خواهد کرد تا نحوه مشارکت در جامعه در آينده اي نه چندان دور را ياد بگيرند و با طرح سئوال و پرسش با تفاوتهاي ميان امور واقعي ، تخيلي و آرماني آشنا شوند.منقول است که تعليم بد،هنگامي واقع مي شود که رشته اي از کلمات از جزوات درسي معلم به دفتر دانش آموز سرازير مي شود، بدون اينکه ذهن هيچ يک از اين دو را به تکاپو بيندازد[1].امروزه در اکثر مراکز آموزشي بويژه مدارس و دانشگاهها از روش سخنراني جهت تدريس استفاده مي شود که در برابر روش هاي جديد تدريس، از سطح بسيار پاييني در انتقال مفاهيم آموزشي بويژه در زمينه تاريخ برخوردار است زيرا مخاطبان در اين شيوه فقط از حس شنوائي استفاده مي کنند و اين امر باعث مي شود مخاطب بصورت منفعل در بحث شرکت کند و از توانائيهاي ديگر خود در امر يادگيري استفاده نکند.دوره ياگيري مخاطب محور اگر چه يايان نيافته اما ناقص است و نياز به مکملي دارد تا معايب آنرا بر طرف نمايد، اين مکمل روش آموزش مسئله محور است . روشي که متعلم را به فعاليت بيشتر و بکار انداختن تواناييهاي او در امر يادگيري وادار ميکند.در اين روش ديگر ذهن دانشجو صندوقي نيست که مطالب کليشه اي و اطلاعات خام در آن ذخيره شود و پس از مدتي نيز به فراموشي سپرده شود.مطرح کردن سئوال فقط بخشي از اين شيوه آموزش است .ارزيابي سئوال و پيدا کردن جوابي درخور و مناسب مراحل بعدي است که نه تنها ذهن دانشجو را به تکاپو و از همه مهمتر به فکر کردن وادار ميکند ، بلکه ياد ميگيرد که قبل از اينکه بخواهد پاسخ را بيابد در مورد خود سئوال به بحث و گفتگو بپردازد و به عبارتي به ارزيابي سئوال مشغول شود.

PBL(PROBLEM BASE LEARNING) آموزش مسئله محور

يکي از روشهاي آموزش و يادگيري ، روش مسئله محور است .در اين روش ابتدا توسط استاد درسي که قرار است داده شود بصورت يک مسئله مطرح مي شود .آنگاه استاد و دانشجويان به بحث پيرامون پرسش مطرح شده مي پردازند وپس از روشن شدن موضوع نوبت به دانشجويان مي رسد تا در مورد آن به بحث و تبادل نظر بپردازند و هر کدام ايده اي که به ذهنش مي رسد را بيان نمايد و راه حلي براي مسئله ارائه دهد.سپس نوبت به استاد مي رسد که ابتدا به ارزيابي پاسخهاي دانشجويان بپردازد و پس از بحث و بررسي و گفتگوي متقابل بين استاد و دانشجو ، به يک جمع بندي کلي برسد و در پايان استاد پاسخ درست و صحيح را که همان مطلب درسي است که قرار است به دانشجويان ياد داده شود را بيان مي کند . البته اجراي کامل و درست اين شيوه آموزشي مستلزم صرف زمان است و بعضا به خاطر حجم مطالبي که در يک دوره ي آموزشي قرار است با زمان محدود به دانشجويان داده شود ، اين شيوه مورد پسند قرار نمي گيرد. نکته مهمي که بايد به آن توجه کرد استفاده از اين شيوه بعنوان کارگاه آموزشي و پژوهشي پس از اينکه دروس تئوري مربوط به همان درس داده شد و دانشجويان با عنوان و مطالب درس آشنائي لازم را پيدا کردند بسيار مفيد و راه گشاست . آموزش تئوري بعنوان يک پيش نياز براي هر درسي که مي خواهيم بصورت کارگاه پرسش و پاسخ ارائه شود نيازمند است .علت آن هم به ساختار ذهن انسان باز مي گردد.اگر قرار است سئوالي مطرح شود و دانشجو روي آن فکر کند و جوابي براي آن بيابد بايد حداقل اطلاعات اوليه را داشته باشد تا بر اساس آنها فعاليت مغزي خود را شروع نمايد ، فکر کردن روي هيچ جز اتلاف وقت چيز ديگري به همراه ندارد و تنها خستگي ذهن دانشجو و نااميدي را بدنبال دارد .لذا درس تئوري پيش نياز لازمه استفاده از اين روش آموزشي است . البته با توجه به نوع مطالب آموزش ممکن است همزماني نيز در اين امر اتفاق بيفتد که اين به مهارت مربي و استاد در ارائه مطالب و نوع سئوالاتي که مي کند دارد.براي روشن شدن موضوع به جزئيات و ويژگيهاي اين روش و چگونگي کاربرد آن در امر آموزش مي پردازيم .

دسته بندي آنچه در مورد PBLبايد بدانيم

براي معرفي هر چه بهتر اين روش آموزشي ، مطالب را مي توان در سه بخش عمده و مهم دسته بندي کرد:

معرفي اجمالي PBLو ذکر مزاياي اين روش آموزشي وظايف و مسئوليتهاي فردي که قرار است بعنوان مربي يا استاد از اين روش استفاده کند وظايف و مسئوليتهاي متعلمين و دانشجويان و نحوه برخورد آنها با اين روش آموزشي نحوه شروع آموزش

بخش اول

چرا PBL؟

اولين سئوالي که به ذهن خطور مي کند ، در مورد ويژگيها و برتري هاي اين روش نسبت به روش آموزشي استاد محور است .چه نوع برتري اين روش دارد و چرا بايد آنرا فرابگيريم و بکار ببريم؟ متخصصين فن ضمن معرفي و بيان اين شيوه آموزشي آنرا به بخشهاي مختلفي نيز تقسيم کرده اند که به نظر آنها هر بخش براي گروه خاصي چه از لحاظ سني و چه از لحاظ سطح تعليمات مناسب است .لذا قبل از شروع آموزش به ارزيابي گروهي که قرار است آموزش داده شوند مي پردازند و بعد اقدام بر گزاري کلاسهاي آموزشي مي نمايند . درست مانند کلاس آموزش زبان که با تعيين سطوح افراد، هر کدام را در سطح مناسب خود قرار مي دهند.از جمله ويژگيهائي که براي توجيه و نشان دادن برتري اين نوع آموزش ذکر کرده اند مي توان به موارد زير اشاره کرد:

بهبود و اصلاح آموزش و يادگيري و انتخاب بخشي از PBLکه براي شما مناسب است. يادگيري مسئله محور ، PBL، يکي از جذاب ترين و قدرتمندترين شيوه هاي آموزشي است که در 30 ساله ي اخير بوجود آمده است. PBLيک عبارت عمومي است. شکلهاي مختلف آن که بکار برده شده اند شامل تحقيق،مطالعه موردي،طراحي روشمندو جهت داده شده،طراحي پروژه هاي مهندسي و اخيرا بيشتر پروژه هاي پزشکي مي شود. تحقيقات: يک متخصص ، شايد با کمک و راهنمائي يک سوپروايزر و عضو هيئت علمي ،با سختکوشي زياد به جمع آوري اطلاعات مي پردازد تا يک مجهول را شناسائي کند.تحقيق و جستجو با يک محذوريت شروع مي شود.بعنوان مثال پيدا کردن يک روش درمان براي سرطان. مطالعه موردي: يک مورد مطالعه اي مطرح مي شود.وظيفه تعيين قطعي آن است. طراحي جهت دار شده:

يک طرح موردي ارائه مي شود .گروههاي کوچک با مشارکت هم کار مي کنند تا يک مشکل اسکلت بندي شده را حل و فصل کنند.فعاليتها بر اساس زمان دسته بندي مي شوند.در پايان هر فعاليت،مربي فيد بک لازم را به هر گروه پيش از آنکه فعاليت بعدي را شروع کند مي دهد. بعنوان مثال موتور سوارهاي غير مضنون در زمستان تصادفات متعدد روي پلها دارند، زيرا يخ پيش از آنکه در بزرگراهها تشکيل شود بر روي پلها شکل مي گيرد. چگونه مي توانيد تعداد تصادفات را کاهش دهيد؟!

طراحي پروژه مهندسي:

به دانشجويان مهندسي محصولي جهت ساخت يا توليد داده شده است.طرحي جهت توليد ساليانه 20000متر مکعب اسيد سيتريک بدهيد.

مدل مدرسه پزشکي:

وضعيت سلامتي مطرح شده است.اکبر، يک رانده کاميون بيکار 23 ساله، اخيرا از يک ناراحتي دوبيني و سر درد شکايت دارد.

بعضي از نمونه ها را مي توان براي کلاسهاي بزرگ بکار برد، بعضي را براي گروههاي کوچک و بعضي را براي اندازه هاي متوسط، در مدرسه بازرگاني مطالعه موردي PBL، اندازه کلاس و ديناميک آن کاملا از مورد يک گروه کوچک مطالعه موردي پزشکي فرق مي کند.در اولي يک گروه 60الي 100نفري توسط مربي جهت حل مسئله رهبري مي شوند در حاليکه در دومي يک مربي خصوصي با گروهي کوچک که شامل 5 تا 9نفر است به حل مسئله مي پردازند. هر دو مورد هم PBLاست.

PBLقوي و قدرتمند است زيرا:

PBLيک فضاي آموزشي است که اکثر اصول و زير بناهاي لازم که ما بعنوان عاملهاي توسعه و بهبود يادگيري مي شناسيم را دارد : فعال ، مشارکتي، داراي فيد بک سريع، سازگار و مناسب با ارجحيت يادگيري دانشجويان و دادن قدرت عمل و با لابردن توقع دانشجويان.بنابراين،کيفيت آموزش و يادگيري دانشجو نسبت به حالتي که فقط سخنراني مي شود و دانشجو شنونده است بايد بيشتر و بهتر باشد.

PBLدانشجويان را وادار ميکند تا اصول اوليه و زير بنائي مطالب درسي که براي حل مسئله لازم است را ياد بگيرند.بنابراين موضوع علمي با فرمتي متفاوت از فرمت موضوع محور آموخته مي شود.ما اميدواريم که اين روش باعث ايجاد پيشرفت قابل ملاحظه اي در توانائي دانشجويان در ياد آوري و استفاده بعدي ازعلمي که فرا مي گيرند بشود.

PBLفرصتي براي تمرين ، استفاده و کاربرد ، ( و حتي بهبود ) مهارتهاي پردازشي مانند حل مسئله ،مهارتهاي فردي و گروهي، توانائي سازگاري با تغيير ، مهارتهاي زندگي شخصي و اجتماعي به دانشجو مي دهد.اينها در جايگاه خود ارزشهاي والائي هستند.در واقع تصميم گيري بر سر دوراهي را مطرح مي کند.دانشجويان بايد توانائيها و قابليتهاي خوبي با اين مهارتهاي پردازشي داشته باشند تا از PBLچيزهاي زيادي بدست آورند.در يک سطح وسيع ، موفقيت مربي در رابطه با PBLبستگي به مهارتهاي پردازشي دانشجويان دارد.PBLکارش آموزش و ياد دادن دانش است با استفاده از بهبود و پيشرفت مهارتهاي پردازشي.ما اغلب خيلي کم بر روي موضوع علمي که قرار است ياد گرفته شود تمرکز مي کنيم.

بخش دوم

يک مربي موفق PBLچه کسي مي تواند باشد؟!

دغدغه هاي اصلي و بزرگ دسته و پنجه نرم کردن با PBL:

اصول اوليه اي را بخاطر بياوريد که چگونه يادگيري را بهبود دهيد و اينکه اين اصول اوليه را چگونه بکار ببريد تا با يکي از اشکال PBLسازگاري داشته باشد و اجراي آن براي شما راحت و آسان باشد. نقش خود را بعنوان يک مربي PBLدر مقابل يک سخنران حرفه اي بپذيريد. تصميم قطعي و تاکيد بر اهميت اينکه قرار است قابليت ها و توانائي دانشجو را افزايش دهد و شکوفا کند با مهارتهاي پردازشي. نکات کليدي مورد نياز براي فراهم کردن يک محيط آموزشي مناسب را کنار يکديگر قرار دهيد. تصميم گيري جهت برآورد کردن تاثير PBLدر يادگيري

ابتدا اصول اوليه بهبود يادگيري را بررسي ميکنيم و در ادامه مي بينيم که چگونه PBLاغلب اين اصول را در بر مي گيرد.چگونه شما با يک تغيير کوچک مواجه مي شويد؟براي بهبود وضعيت چه کاري انجام مي دهيد؟يک برنامه گسترده را اجرا مي کنيد يا يکي از فرمهاي PBLرا انجام مي دهيد؟گروهي کوچک تشکيل مي دهيد يا از يک گروه بزرگ استفاده مي کنيد؟

اصول اوليه بهبود يادگيري دانشجويان بايد بطور فعال در فعاليتهاي آموزشي شرکت کنند؛نه اينکه بصورت منفعل به سخنراني گوش دهند. دانشجويان بايد با مشارکت يکديگر در يادگيري به هم کمک کنند. فعاليتهاي آموزشي را طوري فراهم کنيد تا دانشجويان قابليتهاي يادگيري منحصر به فرد خود را بکار ببرند. نه اينکه همه ي آنها به يک نحو ياد بگيرند.هر کدام يک روش يادگيري برتري دارند. دانشجويان بايد اهداف و معيارهاييکه به آنها گفته مي شود را پس از رسيدن به هدف بطور واضح و روشن بيان کنند دانشجويان بايد سريع و فوري از کاري که انجام مي دهند فيدبک دريافت کنند.اينکه چند هفته بعد از انجام فعاليت گزارش علامت گذاري شده آنها به آنها تحويل شود مفيد نخواهد بود. اين توان را به دانشجويان بدهيد که در ارزيابي ها نقشي داشته باشند. محيط کاري فراهم کنيد که اميد موفقيت دانشجويان وجود داشته باشد.نام آنها را ياد بگيريد و با نام آنها را خطاب کنيد.علاقه ي شخصي نسبت به هر دانشجو ابراز کنيد. روابط متقابل قوي بين دانشجو و استاد در داخل و بيرون از کلاس برقرار کنيد. توقع نداشته باشيد که" مهارتهاي پردازش"با فراهم کردن فرصتها بهبود يابد.اينکه از دانشجويان بخواهيد بصورت گروهي کار کنند الزاما مهارتهاي گروهي آنها را بروز نمي دهد.؛ اينکه از دانشجويان بخواهيد مسائل را حل کنند ، الزاما مهارتهاي حل مسئله را در آنها شکوفا نمي کند.

بنابراين براي توسعه و بهبود فرآيند يادگيري بايد:

محيطي را فراهم و ايجاد کنيم که بسياري از اين اصول را تا آنجا که مي توانيم بکار ببريم .

از تخصص خودمان جهت آسان کردن يادگيري استفاده کنيم.بله ممکن است ما در فن ايراد سخن يا دادن اطلاعات تخصص داشته باشيم ؛اما در مورد يادگيري و آموزش چطور؟ به نظر من يک از بهترين مثالها ئي که مي توان در مورد آموزش و يادگيري زد کار کردن با دانشجويان فارغ التحصيل شده است.در اين حالت ما يک مسئله را مطرح ميکنيم و با يکديگر کار ميکنيم تا راه حلي براي آن پيدا کنيم.هيجان انگيز ترين اوقات وقتي است که ذهن دانشجو روي مسئله قفل کرده و راه حلي برايش نمي يابد.آنوقت ما متقابلا مسئله را پله به پله مطرح کرده و با يکديگر راه حلي برايش پيدا ميکنيم.براي من مهم نيست که در يک گروه کوچک يا بزرگ PBLرا بکار ببرم ، آنچه مهم است کاربرد آن است که نظير به نظير از مهارتهاي يکديگر در حل مسئله استفاده کنيم.

بطور خلاصه تحقيقات، روشها و راههائي براي بهبود و افزايش يادگيري دانشجو پيشنهاد کرده است. چگونه ما مي توانيم آنها را در کلاس درس به اجرا در آوريم؟

نقش اوليه يک مربي آسان کردن فرايند يادگيري کار گروهي است و نه دادن پاسخهاي ساده و راحت است.با ترک کنترل پاسخها ، مربي همراه با دانشجويان ياد مي گيرد، و آنها اغلب علاقه و هيجان آموزش را تجديد مي کنند.چالش يادگيري يک مدل PBL، ايجاد مسائل قوي و محکم است که دانشجويان را به تشخيص و فهم نتايج و خروجيهاي رشته آموزشي رهبري ميکند.

چگونه مي توانم دانشجويان را به فکر کردن وادار کنم؟سئوالي است که توسط اکثر مربيان بدون در نظر گرفتن کلاس کاري آنها پرسيده مي شود.PBLيک روش دستوري است که دانشجويان را به " يادگيري با يادگيري" ، همکاري با يکديگر بصورت گروهي جهت حل مسائل واقعي جهان به چالش مي کشد.اين مسائل براي بر انگيختن حس کنجکاوي و شروع آموزش موضوع مورد نظر بکار برده مي شود.PBLشرايط را مهيا ميکند تا دانشجويان با تفکر نقادانه و تحليلي منابع مناسب براي يادگيري را پيدا کنند.

PBLدر چه محيطي رشد و نمو مي کند؟

PBLدر فرمهاي مختلفي ظاهر مي شود.بدون در نظر گرفتن فرم آن،آنرا مي توان در محيطهاي گوناگوني بکار برد. کالج ها، دبيرستان ها ، موسسه هاي آموزش بزرگ سالان .در موضوعات و سطوح مختلف آموزشي.

نقش معلم و استاد در PBL، نقش يک استاد راهنما است. معلم و استاد بايد مسير را به دانشجو نشان بدهد و از او بخواهد خودش سعي در پيمودن آن کند.همواره بايد از بيم و اميد استفاده کرد. نبايد گذاشت دانشجو نا اميد شود ولي کمک بيش از حد در فکر کردن نيز به فرايند يادگيري او آسيب مي رساند. معلم و استاد نقش مربي را بازي مي کند . اصولي را مي گويد بعد اجازه مي دهد دانشجويان آنرا بکار برند و مراقب آنهاست تا اشکالاتشان را ببيند و به آنها گوشزد کند.گاهي همچون يک معلم خصوصي رفتار مي کند.

يکي از مهم ترين وظايف يک مربي وادار کردن دانشجويان به فکر کردن است. يک تفکر منطقي.

مصالح اوليه را به دانشجو بدهيد و از او بخواهيد محصولي که از ترکيب آنها مي توان بدست آورد را توليد کند.قرار نيست يک مربي خود يک قهرمان باشد ، قهرمان شدن کار دانشجو است ، مربي بايد دانشجو را به سمتي هدايت کند که با اتکا به افکار و مهارتهايش به اهداف تعيين شده برسد.

شيوه ي سقراط را در پيش گرفتن خود نوعي PBL است.نوع سئوال کردن مربي از شاگرد بايد بگونه اي باشد که افکار و انديشه هاي او را سمت و سوق دهد تا منجر به حل مسئله شود.

بخش سوم

دانشجويان چگونه با PBLبرخورد کنند:

آموزش با يک مسئله آغاز مي شود....

در روش يادگيري مسئله محور PBL، دانشجويان در گروه هاي کوچک با يکديگر کار ميکنند تا مسائل دنياي واقعي را حل کنند. PBLيک فرآيند فعال و دو طرفه است که دانشجويان را درگير مي کند تا مشخص کنند چه چيزي مي دانند و مهمتر از آن اينکه چه چيزي نمي دانند.حرکت و علاقه آنها به سمت حل مسئله منجر به اين مي شود که دانش را بيابند و آنرا بکار ببرند.PBLرا مي توان با سخنراني ترکيب کرد تا مدل خوبي از آموزش بوجود آيد و اين قابليت را دارد تا در تمامي رشته ها بکار گرفته شود.

با روش يادگيري مسئله محور، دانشجويان قادر خواهند بود مهارتهاي حل مسئله ،مهارتهاي تحقيق و مهارتهاي اجتماعي خود را افزايش دهند.علاوه بر اين ،PBLمزاياي ديگر به شرح زير دارد:

انگيزه يادگيري را افزايش مي دهد تفکر نقادانه،نويسندگي و مهارتهاي ارتباطي را بهبود و گسترش مي دهد جمع آوري و استفاده پيوسته از اطلاعات را افزايش مي دهد مدلي براي يادگيري طولاني مدت ارائه مي دهد قدرت کار کردن با يکديگر را به اثبات مي رساند تفکر عميق روي مسئله . باعث مي شود مهارت حل مسئله افزايش يابد. کمک به فکر کردن مونيتور کردن ميزان پيشرفت به چالش کشيدن افکار جلب اعتماد فراهم کردن محيطي جذاب براي همفکري و تبادل افکار دانشجو محور کردن بحث به جاي استاد محور بودن فيد بک گرفتن از دانشجويان دانشجو با مسائل دنياي واقعي آشنا مي شود دانشجو ياد مي گيرد چرا مطلبي را مي داند و چرا مطلب ديگري را نمي داند همفکري دانشجويان با يکديگر در حل مسئله و ارائه نظرات خود در جمع در ميان گذاشتن يک مسئله توسط مربي و نظارت بر نحوه برخورد با آن توسط دانشجويان

بخش چهارم

از کجا شروع کنيم؟

در بخش پاياني به اين سئوال مهم که اکثر مربيان و استادان و به نحوي دانشجويان مطرح مي کنند ، پاسخ مي دهيم. سئوال اين است که :

از کجا شروع کنيم؟

روشن است که براي تغيير سبک آموزش ، ابتدا بايد زمينه ها و زير ساخت هاي آنرا فراهم کرد. امر آموزش چيزي نيست که بدون مقدمه ، امروز استاد تصميم بگيرد آنرا تغيير دهد و فردا هم به اجرا بگذارد.سه اصل اساسي که بايد در نظر گرفت عبارتند از:

زمان موضوع امکانات آموزشي

زمان:

اولين پارامتري که در اين شيوه آموزشي بايد در نظر گرفت ، بحث زمان است . ويژگي اوليه اين روش براي شروع و ادامه تعيين زمان انجام فرآيند آموزش است .براي کساني که اولين بار اين روش آموزشي را تجربه مي کنند ، زمان بندي تدريس مطالب آموزشي تعيين شده ، مشکلي است که بعد از برگزاري يک جلسه آموزشي با آن مواجه مي شوند.اشاره به اين نکته لازم است که در روش آموزشي استاد محور،دانشجويان هيچ دخالتي در آموزش ندارند و سرعت ياد دادن چه بسا توسط استاد کم يا زياد مي شود.که بستگي به اين دارد آيا زمان براي يک دوره درسي کافي است يا نه و در صورت کمبود زمان با سرعت دادن به روند آموزش و نه يادگيري ، مشکل کمبود زمان را بر طرف مينمايند.چرا که اساس آموزش هاي استاد محور ارائه يک درس در طول يک ترم مشخص است و هيچ فيدبکي از ميزان يادگيري دانشويان در طول ترم گرفته نمي شود.به عبارتي يک جاده يکطرفه است .به اين صورت که آموزش وظيفه استاد و يادگيري وظيفه دانشجو و تاثير متقابل اين دو يا اصلا ديده نمي شود و يا بسيار اندک و ناچيز است .در نگاه اول ايراد بزرگي که به اين روش گرفته مي شود زمان بر بودن آن است . تصور کنيد استاد مي خواهد يک کتاب 200صفحه اي را يک ترم که 32ساعت کلاس است ارائه دهد. آيا در اين زمان کوتاه موفق مي شود روش سقراطي را در پيش بگيرد و ابتدا مسئله را مطرح کند و منتظر بماند تا هر دانشجو روي آن فکر کند و سپس نظر هر کدام را بدقت مورد بررسي قرار دهد. يک کلاس 50نفري را تصور کنيد و حساب کنيد چقدر زمان نياز داريد.بنابراين قبل هر اقدامي براي اينکه يک کلاس آموزشي به روشPBLبرگزار کنيد ، پيش بيني لازم براي مدت زماني که مورد نياز را بکنيد. اگر براي اولين بار است که آنرا تجربه مي کنيد ، مي توانيد از کساني که تجربه در اين خصوص دارند کمک بگيريد و برنامه زمان بندي را آمده کنيد.

موضوع:

دومين پارامتر که شايد بتوان گفت از پارامتر زمان نيز مهمتر است ، موضوع آموزش است.اجازه دهيد مطلب را با يک سئوال شروع کنيم. آيا هر موضوع آموزشي را مي شود با روش PBLارائه کرد؟اگر پاسخ منفي است ، بنابراين چه ويژگي بايد يک موضوع آموزشي داشته باشد تا بتوان به اين روش آنرا به مرحله اجراگذاشت؟شايد در جواب بگوئيد هر موضوعي که بتوان آنرا در قالب پرسش و پاسخ درآورد ، موضوعي است که مي توان آنرا به سبک PBLاجرا کرد. از طرفي در ادامه بگوئيد که ما هيچ موضوع آموزشي نداريم که از اين ويژگي مستثنا باشد .لذا هر موضوعي را مي توان در قالب PBLمطرح کرد.پاسخ شما درست است ، ما موضوع بدون پرسش و پاسخ نداريم ، اما نکته مهم و اساسي که در PBLمد نظر قرار مي گيرد ، بر اين اساس است که پرسش ها بايد از اين ويژگي برخوردار باشند که دانشجو و حتي استاد را به فکر کردن وادار کنند و از طرف ديگر از هر دوجنبه عيني و ذهني نيز برخوردار باشند.به عبارت ديگر پرسش بايد از فرآيندي باشد که دانشجو را با يک واقعيت روبرو مي کند . واقعيتي که قرار است موضوع آموزش قرار گيرد.واضح تر بگوئيم پرسش بايد داراي اين ويژگي باشد که بتواند بعنوان يک فرايند و يک موضوع مطرح شود.با اين توضيح ، خود تان قضاوت کنيد که چه موضوعاتي مي توانند چننين پرسشهائي را در خود داشته باشند و بر عکس چه پرسشهائي درون خود يک فرايند واقعي را گنجانده اند.اين تقابل موضوع و پرسش و پاسخ اصل مهمي است که براي اينکه PBLدرست مطرح و صحيح اجرا گردد ضروري هستند.

امکانات آموزشي:

روشن است که در آموزش استاد محور ، يک کلاس درس که تعدادي نيمکت براي دانشجويان و يک صندلي براي استاد و يک تابلو سياه يا سفيد ، و در پايان تعدادي دانشجو که سر کلاس حاضر شوند ، اگر مهيا باشد مي توان آموزش را شروع و به پايان برد.اما در روش PBLچطور؟ آيا همهي آنچه ذکر شد کافي است ؟ خوب ممکن است بگوئيد ، يک امکان ديگر هم بايد داشته باشد که البته به نظر مي رسد مادي نباشد و حتي با چشم ديده نشود و به مکان اضافي نيز نياز نداشته باشد ، آن هم يک ذهن خلاق و منتقد و متفکر که آماده است تا با هر نوع سئوال منطقي مواجه شود و پاسخي براي آن بيابد.اما توجه کنيد که اين امکان اضافي فقط ذهني است و از عينيت در آن خبري نيست .همانطور که گفتيم قرار است در يک برنامه PBLدانشجويان با دنياي واقعي و مسائل آن آشنا شوند ، لذا وجود ذهن خلاق و متفکر شرط لازم است و شرط کافي نيست .بنابراين شما پيش از شروع يک دوره آموزش PBLبايد پيش بيني لازم جهت فراهم کردن امکاناتي که جنبه عيني دارند را فراهم کنيد . بعنوان مثال اگر قرار است از منابعي براي بحث و گفتگو استفاده کنيد ، يا منبع را در کلاس حاضر کنيد و يا خود به اتفاق دانشجويان به سراغ منبع برويد.همينطور امکانات ديگري که براي اجرا و پيشبرد PBLلازم است پيش بيني کنيد و سعي در مهيا کردن آن بنمائيد. گاهي ممکن است دانشجويان در اين امر مهم مشارکت فعالي داشته باشند و با هزينه بسيارکمي آنچه مي خواهيد را آماده کنند.گاهي ممکن است خارج از کلاس در س ارائه دهيد ، بعنوان مثال از يک موزه تاريخ طبيعي ديدن کنيد و بحث پرسش رو پاسخ را با توجه به آنچه دانشجويان مشاهده مي کنند ادامه دهيد. لذا قبل از برگزاري دوره با ليستي از امکانات جنبي که براي برگزاري کلاس لازم است تهيه کنيد و پس از انجام هماهنگي هاي لازم در کليه موارد شروع و پايان کلاس را اعلام نمائيد.

نتيجه گيري:

آموزش از جمله فعاليتهائي است که معلم و متعلم هر دو در آن شرکت مي کنند و از يکديگر تاثير مي پذيرند.به عبارتي يک بازي برد-برد است ، به شرطي که از شيوه درست آموزش استفاده شود.اينکه در طي يک فرآيند آموزشي معلم و متعلم بر علم و آگاهي شان افزوده شود نکته مهمي است که در شيوه ي آموزش مسئله محور مد نظر قرار مي گيرد .نقطه ي مرکزي اين روش ،فکر کردن است . هنگامي نياز به تفکر داريم که پرسشي مطرح شود و در پي يافتن پاسخ آن باشيم.فکر کردن نيز هنگامي اتفاق مي افتد که بر پايه اصول مسلم و تثبيت شده اي قرار گيرد.پرسش که ماده اوليه و خام اين فرآيند است از درون اين اصول ثابت بوجود مي آيد و پاسخي که بر اثر تفکر منطقي ايجاد مي شود محصول و هدف اين فرآيند است و يادگيري چيزي جز توانائي پاسخ دادن به پرسشهاي مطرح شده نيست.لذا در روش آموزش مسئله محور براي رسيدن به مقصود انتخاب درست تمامي پارامترهاي اين فرآيند مهمترين اصلي است که بايد به آن پرداخته شود.موضوع ، نوع سئوال ، امکانات جنبي و زمان انجام اين فرآيند بعوان مواد اوليه محسوب مي شوند و ذهن و انديشه معلم و متعلم نيز بعنوان پردازشگران آن هستند تا پس از طي يک فرآيند متقابل محصول مورد نظر را که يافتن پاسخ پرسش است را بدست آورند.ويژگي مهم روش PBLکنش و واکنش ياد دهنده و يادگيرنده است .بطوريکه اگر اين دو مسير درستي را طي کنند در پايان نه تنها يادگيري که هدف اصلي آموزش بوده است حاصل مي شود بلکه محصول بالاتري نيز بدست مي آيد و آن ايده و نظريه جديدي است که تا قبل از شروع فعاليت آموزشي نه در ذهن معلم بوده و نه در ذهن متعلم.اين يعني پيشرفت علم در حين آموزش ، چيزي که در روش استاد محور امکان بوجود آمدن آن در حد صفر است.بنابراين مي توان به اين نتيجه رسيد که در روش مسئله محور علاوه بر يادگيري و افزايش مهارتهاي دانشجو در حل مسائل مختلف ، بر مهارتهاي استاد نيز افزوده مي شود و از همه مهمتر اينکه از برخورد افکار فکر جديدي نيز مي تواند ايجاد شود.لذا با توجه به مزاياي با ارزشي که اين شيوه آموزشي در بر دارد ، پيشنهاد مي شود بستر لازم جهت بکار گيري آن در محيطهاي آموزشي فراهم گردد.

منابع و مراجع:

تفکر منطقي، تاليف گوردون هولفيش و فيليپ ژ اسميت ، ترجمه دکتر علي شريعتمداري، انتشارات مشعل، چاپ دوم 1366 روزنامه شرق سال پنجم شماره 1168- يکشنبه 3 بهمن1389 "Problem-based Learning: helping your students gain the most from PBL" 3rd edition,

March 1996

Instructor's Guide for "Problem-based Learning: how to gain the most from PBL" ISBN

0-9698725-0-X

[1]- روزنامه شرق سال پنجم شماره 1168- يکشنبه 3 بهمن1389


آدرس مطب :
تلفن : -

نظرات کاربران درباره این مطلب :

برای متن پیام فقط از حروف فارسی استفاده کنید .
این فرم صرفا جهت دریافت نظرات ، پیشنهادات و انتقادات کاربران در مورد مطلب فوق میباشد .
به سوالات پزشکی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
از ارسال پیام های تبلیغاتی در این بخش خودداری نمایید .
حداکثر طول مجاز برای متن پیام 500 کاراکتر است .
نام و فامیل :
تلفن :
ایمیل :
متن پیـام :
صفحه اصلیبیوگرافیکتاب های منمقالات منکارهای پژوهشی دانشجویانگاه نوشته هااسناد تاریخ پزشکیدوره کارشناسی ارشد– گراصفحه شخصی پویاپیامهای کاربرانسوالات پزشکیسایتهای دیگر