دکتر مسعود کثیری

پزشک عمومی


تاریخ نجوم در ایران

نقد و بررسی کتاب؛

تاریخ نجوم در ایران

مسیح­الله تسلیم

دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ علم


به نام خدا

نام کتاب؛ تاریخ نجوم در ایران

نویسنده؛ حمیدرضا یزدی­گیاهی

نشر؛ دفتر پژوهش­های فرهنگی

این کتاب در قطع رقعی بوده جلد کتاب نقش مینیاتوری از یک رصدخانه است که پانزده منجم در حال کار با ابزار و وسایل نجومی از جمله؛ اسطرلاب، کره سماوی، ربع، ذات­الشعبتین، ذات­الحلق ... درون یک رصدخانه در حال بحث و کتابت نشان می­دهد.

در بالای این نقاشی سه بیت شرح مختصری از این رصدخانه آورده است که منبع این نقاشی و شاعر شعر مشخص نشده است.

زیکسو رصدخانه مختصر نمودند نزدیکی آن مقر

درو پانزده اهل علم کزین شدند از پی خدمت تقی دین

پس از آن بترصید هریک از آ بشد پنج تا فاضل نکته­دان

در پشت جلد، دو عکس از اسطرلاب و قبله­نما چاپ شده و به معرفی مولف پرداخته است.


شناسنامه کتاب

تاریخ نجوم در ایران- از ایران چه می­دانم / 3

مولف: حمیدرضا گیاهی

سرویراستار: دکتر حسن باستانی­راد؛ ویراستار صوری: دل­آرا مررونی

طراح قالب جلد: ایراندخت قاضی نژاد: اجرا: شهری خوری

حروفنگار و صفحه­آرا: مهرداد قربانی

لیتوگرافی: دانا گراف: چاپ نیل

شمارگان 3000 نسخه: چاپ اول 1388

شابک 1644-379-964-978

گیاهی یزدی، حمیدرضا

تاریخ نجوم در ایران/حمیدرضا گیاهی یزدی-تهران: دفتر پژوهش­های فرهنگی 1388 تا 1 ص …(از ایران چه می­دانم؟ 93)

فهرست­نویسی براساس اطلاعات فیپا

پشت جلد به انگلیسی

Hamid-Reza. Giahi yazdi

History of astronomy in Iran

1- نجوم-ایران-تاریخ 2-منجمان ایرانی-سرگذشتنامه الف-عنوان

1388 2 ت 9 گ/2/43 QB520

کتابخانه ملی ایران 1649361

این کتاب از سری کتاب­های از ایران چه می­دانم سری 93

با نام (تاریخچه نجوم در ایران) و به مناسبت سال جهانی نجوم سال 1388 شمسی قمری-2009 میلادی توسط دکتر حمیدرضا گیاهی یزدی توسط انتشارات: دفتر پژوهش­های فرهنگی چاپ و منتشر شده است

این کتاب در 120 ص شامل شناسنامه کتاب- یادداشت ناشر فهرست- پیش سخن- پنج فصل- سخن پایانی و معرفی ماخذ می­باشد این کتاب مصور و شامل 30 عدد عکس و نمودار و شکل می­باشد.

بخش اول: پیشینه اختر شناسی شامل 7 قسمت

بخش دوم: اختر شناسان نامدار درایران پس از اسلام شامل دو قسمت

بخش سوم: ابزارهای نجومی- رصدگران و رصدخانه شامل دو قسمت

بخش چهارم: دستاوردهای اخترشناسان ایرانی شامل پنج قسمت

بخش پنجم: نجوم جدید در ایران شامل سه قسمت

مولف کتاب: آقای دکتر حمیدرضا گیاهی یزدی

دکتر حمیدرضا گیاهی یزدی در سال 1352 درتهران متولد شد، دارای دکتری نجوم اسلامی از دانشگاه فرانسه می­باشد، که پایان­نامه ایشان نظریه­های محاسبات خورشید گرفتگی در نجوم دوره اسلامی است.

دکتر گیاهی یزدی از سال 1383 مدیریت گروه تاریخ علم بنیاد دائر­المعارف اسلامی را به عهده داده و از سال 1381 عضو شورای مرکز تقویم دانشگاه تهران است از دکتر گیاهی بیش از 50 مقاله علمی در مجلات تخصصی داخلی و خارجی کتبی از جمله کتاب خورشید گرفتگی (در 30 جلد) شناخت مبانی نجوم آسمان پر ستاره (4 جلد)- آسمان شب- خورشید و ماه- سیارات به چاپ رسیده است.

در قسمت آغازین کتاب (مقدمه) با عنوان پیش سخن مولف ضمن اشاره به علم نجوم و تاریخ مختصری از این علم در جهان اسلام، دانشمندان و مراکز علمی هدف خود را به صورت زیر بیان داشته است:

«مولف به هیچ عنوان قصد ندارد با بزرگنمایی و اغراق اهمیت دستاوردهای نجوم ایرانی در دوره اسلامی را فراتر از واقع نشان دهد، انتقال درست مفاهیم و دستاوردهای علمی نجوم در تمرینهای گوناگون (بر اساس اسناد متقن تاریخی) در ایجاد تفکر واقع بینانه علمی تاثیر زیادی دارد. [1]

در پایان به این نکته اشاره نموده: است که در این کتاب به احکام نجوم پرداخته شده است و هدف از تالیف این کتاب آشنایی و ادامه راه توسط جوانان این مرز و بوم است. ویژگی خاص این کتاب بیان صریح و آشنا کردن هر خواننده با هر موضوع است خواننده به هنگام مطالعه دید کلی نسبت به نجوم و قسمتهای مرتبط آن پیدا می­کند در نگاه اول شاید کتاب کم حجم و مختصر به نظر برسد، اما کتاب حتی برای کسانی که سالهای زیادی نجوم کار کرده باشند مطالب متقن کاربردی و نو ارائه نموده­ است.

فصل اول: بیشینه اخترشناسی

در فصل اول نویسنده به بررسی تاریخچه اخترشناسی و تفاوت آن با طالع بینی پرداخته است سپس با توجه به نجوم کاربردی در طی ادوار مختلف و اقوام از حدود 3000 ق م تاکنون در بخشهای بعدی به معرفی اخترشناسی در چین باستان اخترشناسی در بابل- اخترشناسی در مصر باستان- اخترشناسی در ایران باستان اخترشناسی در یونان قدیم- اخترشناسی در هند- اخترشناسی در ایران دوره اسلامی- اخترشناسی در اروپا پس از رنسانس و اخترشناسی جدید پرداخته است.

در این فصل ضمن بررسی تاریخچه علم نجوم و سیر تحولی آن تا امروز که به خوبی توانسته از مفاهیم خرافی به یک رشته میان رشته­ای سپس به یک رشته مستقل و شاخه­های متفاوت تبدیل شده و از پیشرفته­ترین ابزارها و اصول استفاده کند.

نویسنده معتقد است امروزه نجوم جدید بعنوان علمی است که اخترشناسان از کشورهای مختلف را در کنار هم گرد آورده است و آثار کاربردی علم خاص خود را پیدا کرده است.

فصل دوم- اخترشناسان نامدار ایران پس از اسلام

این فصل شامل دو بخش عمده است:

در بخش اول دانش نجوم در ایران باستان و انتقال آن به دوره اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است، نویسنده دراین بخش عقاید نجومی ایران باستان را متاثر از دو مکتب اوستایی که با دین آمیخته بوده و دیگری علوم یونانی که نسبتا علمی بوده می­داند[2]سپس به بررسی ویژگی­های این علم در ادوار مختلف تا قرون سوم و چهارم قمری پرداخته است. نکته شایان توجه اثر پذیری علم و تاثیر گذاری این علم در همه ادوار از نجوم هندی، یونانی و اسلامی و ایرانی بر یکدیگر است.

در بخش دوم مشاهیر ایران در عرصه اختر شناسی معرفی شده­اند در این بخش بطور خلاصه و مفیدی به بررسی و معرفی زندگی و کارهای علمی این منجمین پرداخته است، نکته قابل تامل دراین معرفی کوتاه دقت عمل و بیان ابداعات و آثار برجسته این دانشمندان است مشهورترین این مشاهیر عبارتند از؛ یحیی­بن­ابی منصور- خوارزمی­­- بنو موسی (محمد و حسن و احمد)- ماهانی حبش حاسب- ابو جعفر خازن- نیریزی- صاغانی- ابو سهل کوهی- خجندی- بوزجانی- سجزی- عبدالرحمان صوفی- ابو نصر عراق- کوشیار گیلانی- ابوریحان بیرونی- حاسب طبری- خیام عبدالرحمان خازنی- شرف­الدین طوسی- نصیرالدین طوسی- قطب­الدین شیرازی- کاشانی

از مهمترین ویژگیهای این بحث آثار بزرگانی چون عبدالرحمان صوفی[3]ابوریحان بیرونی[4]نصیرالدین طوسی[5] و غیاث­الدین جمشید کاشانی[6]

است که بطور بسیار استادانه و با تلخیص ماهرانه مولف توانسته معرفی و به بررسی آن­ها بپردازد.

فصل سوم

فصل سوم شامل دو قسمت عمده است:

1- ابزارهای نجومی، نویسنده در این بخش ضمن معرفی ابزارهای نجومی به خوبی ابزارهای کاربردی نجوم را که شامل دو دسته غیر رصدی (محاسبه­ای) ورصدی (نجومی) تفکیک نموده است.

این ابزارها شامل؛

اسطرلاب، ذات­الشعبتین، ربع، ذات­الحلق، سدس، ذات­السمت و الارتفاع- کره سماوی می­شوند که نویسنده بابایی سلیس و کامل به معرفی هر ابزار و تشریح قسمتهای آن پرداخته است.

2- در بخش دوم به ضرورت وجود رصدخانه اشاره کرده است و معتقد است

منجمان مسلمان نسبت به یونانیان ابزارهای نجومی دقیق­تری ساختند و رصدهای دقیق­تری انجام دادند بنابراین اختر شناسان مسلمان نسبت به اخترشناسان یونانی بیشتر تجربه کرده بودند.[7]

سپس به معرفی رصد خانه­های ایرانی از قرن دوم تا قرن دهم هجری قمری پرداخته است که معروفترین آنها عبارتند از؛

رصدخانه نهاوندی- رصدخانه شماسیه و قاسیون- رصدخانه شرف­الدوله- رصدخانه خجندی- رصدگاه­های ابوریحان- رصدخانه علاءالدوله- رصدخانه سلجوقی- رصدخانه مراغه

فصل چهارم: دستاوردهای اخترشناسان ایرانی

این فصل از مهمترین قسمتهای این کتاب است، نویسنده با یک بررسی تاریخی توانسته مسائل بدیعی و تازه­ای که توسط اخترشناسان ایرانی مطرح شده در یک بیان کوتاه تا حد بسیار مطلوبی ارائه و بیان کند ارتباط و پیوستگی علوم زمان و استفاده از آن در مسائل دینی و فقهی شاید یکی از مهمترین عوامل پیشرفت ایران و ایرانیان در این مباحث بوده است. اندازه­گیری محیط زمین توسط بیرونی- اندازه­گیری میل کلی (میل اعظم) اندازه­گیری اختلاف طول جغرافیایی شهرها با رصد ماه گرفتگی محاسبه زمان رویت هلال ماه- قبله یابی و ... توسط این اخترشناسان با محاسبات دقیق ریاضی از جمله نکات قابل توجه این فصل است گرچه نویسنده معتقد است:

در مسائل متعدد نجومی و اخترشناسی هنوز جای تفحص و تحقیق است چون که امروزه بسیاری ازآثار مرتبط با این موضوعات از بین رفته­اند و از سوی دیگر هزاران نسخه خطی در کتابخانه­های مختلف بررسی نشده باقی مانده­اند.[8]

فصل پنجم: نجوم جدید در ایران

نویسنده در این فصل به افت و خیز علم نجوم از قرن نهم تاکنون پرداخته است، که عمده­ترین مباحث این فصل به صورت زیر معرفی نموده است

1- نجوم در عصر صفویه

در این بخش مقایسه جالبی بین نجوم همزمان در ایران با حضور شیخ­بهایی و دانشمندان منجم غرب گالیله و کپلر نموده است.

از این عصر اسطرلاب­های زیادی در موزه­های مختلف نگهداری می­شود

نویسنده معتقد است که گسترش این علم در زمان صفوی توانسته اثر بر نجوم در هند نیز داشته باشد.[9]

2- نجوم در عصر قاجاریه

تحولی که در این عصر بر نجوم در ایران گذاشته گسترش زبان انگلیسی در ایران و انتقال علم نجوم غرب بر این علم در ایران بخصوص نظریات نیوتن و کپرنیک است

مدرسه دارالفنون به نوعی تدریس نجوم را در ایران بصورت کلاسیک در آورده است تدوین تقویم رسمی توسط شخصی به نام عبدالغفار نجم­الدوله از مباحث مهم این عصر است.

نجوم در سده اخیر

در این بخش نویسنده فعالیتهای نجومی از سال 1278 هجری شمسی تاکنون را بررسی نموده است.

فعالیت اولیه توسط افرادی مانند سید جلال تهرانی سال 1330 تا رصدخانه­های مانند موسسه ژئو فیزیک دانشگاه تهران و فعالیت­های دیگر دانشگاه­ها تا گروههای آماتوری، تاسیس مراکز متعدد در شهرها بطور خلاصه بررسی شده است در پایان نویسنده به فعالیتهای آموزشی رشته­های مرتبط در سالهای اخیر مانند کارشناسی ارشد- دکتری (اختر فیزیک- کیهان شناسی) اشاره و پیشرفتهای فرهنگی (نشر مجلات نجوم)- رصدی (پرتو شناسی کیهانی) و شرکت در کنفرانس­ها، المپیادهای دانش­آموزی جهانی و رتبه­های حائز اهمیت را روند خوبی برای نجوم داشته است.

سخن پایانی

نویسنده در این قسمت با بررسی و تحلیل افت و خیز این علم و راه کارهایی برای رشد و خیزش این علم در سال­های اخیر پرداخته است

ماخذ

شاید یکی از قسمتهای مهم و قابل توجه این کتاب بخش ماخذ و منابع باشد، که نویسنده با درایت کامل معرفی کرده است.

در این قسمت 80 منبع فارسی و عربی و 40 منبع انگلیسی ذکر شده است.

دکتر حمیدرضا گیاهی در این اثر دقیقا از ابتدا تا پایان کتاب خواننده را در لابلای قرون، ایده­ها، تمدن­ها، ابزار، اشخاص هدایت می­کند شاید برای هر خواننده­ای با هر سطح اطلاعاتی روشی نو ارائه کرده باشد تا او را با دنیای این علم آشنا کند.

در نوشتن مطالب به گونه­ای عمل شده که خواننده را به خوبی راهنمایی کرده است و هدف را به خوبی دنبال نموده است.

روش خاص در نگارش این کتاب به انجام رساندن هر فصل است، نویسنده به خوبی توانسته است از هر فصل و هر موضوع نتیجه­گیری و برداشت لازم را به خواننده ارائه دهد، در این اثر بر خلاف کتابهای دیگر که یا صرفا جنبه تاریخی و یا علمی دارد، مطالب تاریخی، علمی، عینی را برای خواننده به ارمغان می­آورد.

نکته پایانی:

عدم آشنایی دانشجویان و پژوهشگران جامعه کنونی ما با این مفاخر و مطالب جای تامل و دقت است، و اگر در یک مقایسه ساده در تاریخ نجوم در هند و ایران دید عمیق­تری پیدا کنیم ار این میراث بزرگ ما به خوبی استفاده نکرده­ایم، در موزه­های هند آثار و وسایل نجومی به خوبی نگهداری و به آنها پرداخته شده است، شاید دقت و بازسازی مرکز نجوم هند (جنترمنتر) و استفاده توریستی و علمی آن حتی با بعضی از وسایل که مبتکر آن ایرانیان هستند و مقایسه آن با بازمانده رصدخانه مراغه بسیار قابل بحث است، از آن عظمت و پایگاه علمی فقط چند تکه سنگ و مقداری آجر و کاشی شکسته در کنار یک دهکده در بالای تپه­ای رها شده است.


[1]- (صفحه: 5)

[2]- (صفحه: 25)

[3]- (ص: 36)

[4]- (ص: 38)

[5]- (ص: 43)

[6]- (ص: 45)

[7]-

[8]- (صفحه 71)

[9]- (صفحه 100)


آدرس مطب :
تلفن : -

نظرات کاربران درباره این مطلب :

برای متن پیام فقط از حروف فارسی استفاده کنید .
این فرم صرفا جهت دریافت نظرات ، پیشنهادات و انتقادات کاربران در مورد مطلب فوق میباشد .
به سوالات پزشکی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
از ارسال پیام های تبلیغاتی در این بخش خودداری نمایید .
حداکثر طول مجاز برای متن پیام 500 کاراکتر است .
نام و فامیل :
تلفن :
ایمیل :
متن پیـام :
صفحه اصلیبیوگرافیکتاب های منمقالات منکارهای پژوهشی دانشجویانگاه نوشته هااسناد تاریخ پزشکیدوره کارشناسی ارشد– گراصفحه شخصی پویاپیامهای کاربرانسوالات پزشکیسایتهای دیگر